خاطرهٔ پراکنده I
گفتوگویی آرام میان یاد و محو شدن. سطوح مانند ورقهاییاند که تند ورق خوردهاند؛ آنچه میماند اشاره است، نه صحنه.
Collection
Selected original works and documentation — presented for study and appreciation.
Original works
Each piece is documented with care. Open an artwork to view details, certificates, and optional print inquiries where offered.
گفتوگویی آرام میان یاد و محو شدن. سطوح مانند ورقهاییاند که تند ورق خوردهاند؛ آنچه میماند اشاره است، نه صحنه.
در اینجا خاموشی تهی نیست؛ سنگینی است. هندسه نفس کشیده است؛ ترکیببند میپرسد چه میشنویم وقتی هیچکس آواز نمیخواند.
شکلها از هیچ نمیآیند؛ هل داده میشوند، تا میخورند، دوباره اندازه گرفته میشوند. نقاشی فاصله را نه به مایل، که به من...
تُرُم تعلق در لایههای نازک فرو میرود—زبان، اشاره، نور. هر لایه ابراز وجود میکند و عقب مینشیند، مانند هویتهایی که...
آنچه نیست با دقت فهرست میشود؛ شکافها به موجودی تبدیل میگردند. اثر، فقدان را چون مادهای ساختیافته، شمارهخورده، و...
در آستانه، صدا به صورت بازمیگردد. لبهها دودلاند—میان اتاقها، میان زبانها—جایی که پژواک به معماری بدل میشود.
نور چون خط ساحل ترسیم میشود—نامطمئن، بازنگریشده، عزیز. نقاشی جهتیابی را بدون یک شمال یگانه پیشنهاد میکند.
آبوهوا به درون میرود؛ حالات چون سامانهها بر نقشه پیش میآیند. ترکیببند پیشبینی را خصوصی نگه میدارد—تنها در لحن ع...
افق خط نیست؛ فشار است. چشم میآموزد آن را بردارد—جایی که آسمان و زمین بیپیمان چانه میزنند.
کاغذ هر چین را به یاد میآورد. فاصله در چینها نوشته میشود—مکاتباتی که از نشانیهایشان بیشتر عمر میکنند.
یادمانها در آبوهوا نرم میشوند؛ قطعیت به طرح بدل میگردد. نقاشی میپرسد چه را یادمان میکنیم وقتی دید کمماند.
بازگشت هرگز خط مستقیم نیست؛ به سوی پناه، آیین، مجادله خم میشود. هندسه چون جامهای که در گرگ و میش دوباره تا میشود، گ...